پانزده سهگانی برگزیده از سیدحسین دادخواه
(1)
تو دعا میخوانی،
نفست عیساییست،
مشکلم تنهاییست.
(2)
برای زندگی کردن
دو چشم پاک میخواهی،
دلی نمناک میخواهی.
(3)
یاد تو در دل من
مثل یک جاروب است؛
در دلم آشوب است.
(4)
تو از آفتابی
و من از غبارم،
تو را دوست دارم.
(5)
برای لحظهای پرواز
وجودی ناب میخواهی،
دلی بیتاب میخواهی.
(6)
تو در این سینهی تنگ،
- مهربان! - زندانی؛
به نفس میمانی.
(7)
آهسته بنشین کنارم،
شوقی بپاشان به رویم؛
جز این نبود آرزویم.
(8)
واژهها مسمومند،
حرفها بیتأثیر؛
ذهنها محکومند.
(9)
گذشتی ز قلبم؛
چه احساس نابی!
در آغوش، خوابی.
(10)
به گرمی و شادی
چو خاکستری سرد و غمگین
مرا باد دادی.
(11)
باز باران و... بس دلم تنگ است؛
بال در بال تا کجا؟ برگرد!
همه جا آسمان همین رنگ است.
(12)
من آن بینوایم
که از این همه خوب
تو را میستایم.
(13)
گامها سست و راه پرسنگ است؛
جاده از حال ما چه میداند؟
تا رسیدن هزار فرسنگ است.
(14)
زرد و خشکیم،
مثل یک برگ؛
از غم مرگ....
(15)
خوابم نمیبرد،
آن شب که رفتی،
رؤیای من مرد.