یک سهگانی از شاعر بزرگوار زهرا احسانی
ه༅✿سهگانی✿༅ه
دست مهرش به قله بند شده
دشت لبتشنه را نمی بیند
کوه زیر سرش بلند شده.
کارنامهی آغاز یک ژانر در شعر معاصر فارسی |
ه༅✿سهگانی✿༅ه
دست مهرش به قله بند شده
دشت لبتشنه را نمی بیند
کوه زیر سرش بلند شده.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
دور شکوه میرسد؛
ای دل خسته! صبر کن!
کوه به کوه میرسد.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
دارند سرشک ژاله میبارند؛
امروز ترانهای نخوان! بلبل!
گلهای محمدی عزادارند.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
برکهی خشکیده سراسر دعاست:
سمت که می آورد امشب پناه
قرص ماه؟
ه༅✿سهگانی✿༅ه
آه سردی در دلش دارد؛
ابر در تشییع یک جنگل
جای باران، برف میبارد.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
آفتاب از سرت نمیافتد؛
سایهها را به نور میخوانی؛
آخرین آفتابگردانی.

💢 تعریف سهگانی:
سهگانی در تعریف گذرا قالبی در شعر فارسی است که از سه مصراع (کلاسیک و نیمایی) یا سه سطر (سپید) پدید میآید و در پایان آن، ضربهی ذهنی میخورد.
با این حال، سهگانی، در تعریف دقیقتر، قالبی در شعر فارسی است که چهار ویژگی زیر را دارا باشد:
1. کوتاه
2. سهلَختی
3. بسته
4. کوبشی
از میان چهار ویژگی بالا، دو ویژگی اول، مربوط به فرم بیرونی_کلی یا همان فرم مکانیک سهگانیاند و دو ویژگی دوم، مربوط به فرم درونی_کلی یا همان فرم ارگانیک سهگانی.
هر شعر، با داشتن این چهار ویژگی، سهگانی خواهد بود.´
♦️1_ کوتاه:
شعر کوتاه یکی از ژانرهای شعری است که امروزه به دلایل فرهنگی و اجتماعی با توجه روزافزون روبهرو شده است.
هنوز تعریف دقیقی برای شعر کوتاه وجود ندارد؛ با این حال به نظر میرسد ماهیت شعر کوتاه متکی بر وجود دو مشخصهی زیر است:
الف. از نظر فرم بیرونی، محدودیت دارد و نمیتواند بیش از چند مصراع یا سطر و به اقرب احتمال بیش از پنج مصراع یا سطر معمولی باشد.
ب. از نظر فرم درونی، تکهستهای است و به عبارت دیگر یک شگرد محوری بیشتر ندارد و بقیهی آرایهها و صور خیال احتمالی، حول همان شگرد محوری قرار میگیرند.
این تعریف، تعریفی است که سهگانیپردازان برای شعر کوتاه به دست دادهاند.
♦️2_ سه لختی
منظور از لخت به فتح لام در اینجا، مصراع برای شعر موزون (کلاسیک و نیمایی) و سطر برای شعر سپید است.
در گذشته نمونههای پرکاربرد شعر کوتاه ما عموما چهارلختی، یعنی رباعی و دوبیتی و بعضا دولختی، یعنی تکبیت بودهاند.
پس سهگانی با توجه به سهلختی بودن، در این ویژگی از نمونههای کلاسیک شعر کوتاه متمایز است.
با این حال، نمونههای اندکی از شعر سهلختی، بدون داشتن دو ویژگی بعدی در شعر ایران و جهان یافتنی است که نشان از اصالت انسانی این نوع شعر دارد و نمونهی بارزتر آن هایکو در شعر ژاپنی است.
سهگانی تنها با ویژگی سوم و چهارم بعلاوهی شاخهها و فرمها و اصول و جهانبینی خاصش، از نمونههای مشابه تمایز مییابد و بنابراین، باید دقت داشت که هر شعر سهلختی، سهگانی نیست.
♦️3_ بسته:
یعنی سهگانی باید حرفش در سه مصراع (کلاسیک و نیمایی) یا سه سطر (سپید) تمام شود، نه این که مانند برشی از یک شعر بلند، ناتمام جلوه کند.
لطفا به نمونهی زیر توجه فرمایید:
مانند ماه در آب
تابیدنت چه زیباست
این بیت، ناتمام است و میتواند به صورت زیر ادامه یابد:
دریا به رنگ چشمت
چشمت به رنگ دریاست
بر بوم گیسوانت
تصویر موج، پیداست
الی آخر
با این وصف، این شعر هنوز بسته نشده است.
ولی همان بیت با افزودن یک مصراع تمامکننده به آخر آن میتواند بسته از کار درآید؛ چنان که در ادامه میبینیم:
مانند ماه در آب
تابیدنت چه زیباست!
زیبا همیشه تنهاست.
و نمونه ای از یک شعر سهلختی که بسته نیست:
مشک بر خاک و خیمه ها بر باد؛
آب، از شرم، آب شد آن روز؛
آتش از غم کباب شد آن روز.
با توجه به این که شعر بالا ویژگی بسته بودن را ندارد، قاعدتا سهگانی نیست.
بسیاری از اشعار کوتاه امروزی، ویژگی بسته بودن را ندارند و قابل ادامهاند و همین، مهمترین مشکل آنهاست و باعث میشود منتطر بقیهاشان بمانیم و از آنها لذت نبریم.
سهگانی با آگاهی از این ایراد، بر بسته بودنش تا حد ممکن، اصرار میورزد.
♦️4_ کوبشی:
کوبشی بودن ویژگی رباعی و دوبیتی است و این دو نوع شعر هم کاملا ایرانیاند. سهگانی با آگاهی از این ویژگی شعر کوتاه کلاسیک فارسی، وجود آن را فرض گرفته است تا از امثال هایکو متمایز باشد.
چرا لازم است سه گانی کوبشی شود؟ زیرا هیچ شعر کوتاهی، بدون ضربهی ذهنی پایانی، خواننده را قانع نمیکند.
سه گانی با این ضربهی ذهنی در واقع جبران کوتاهی خود را میکند و اقناع کامل مخاطب خویش را از پی میآورد.
برای نمونه، سه روش از روشهای ایجاد ضربه را در سهگانی معرفی میکنیم:
✅ روشهای ایجاد ضربه در سهگانی
◻️روش (۱)
↙️ تشبیه غریب:
آرام! اینجا زمین است؛
شاعر که باشی، برایت
پاییز، میدان مین است.
↙️ تشبیه پاییز به میدان مین.
#علیرضا_فولادی
@zirechatrambaran
✅ روشهای ایجاد ضربه در سهگانی
◻️روش (۲)
↙️ پارادوکس
در این روش دو پدیدهی متضاد یا نسبتا متضاد یکی میشوند:
برای او همین دو بال، بس بود؛
دو بال میلهمیله؛
پرنده یک قفس بود.
↙️ پارادوکس در یکی بودن پرنده و قفس.
#علیرضا_فولادی
@zirechatrambaran
✅روشهای ایجاد ضربه در سهگانی
◻️روش (۳)
↙️ خلافآمد
این روش که نام کاملتر آن، خلافآمد عادت است، به همان پارادوکس مربوط میشود و یک نوع از پارادوکس است که سویهی دوم آن در بیرون سخن قرار دارد.
خلافآمد دستکم سه صورت دارد و در هر سه صورت، باید تاویلپذیر به امر قابلقبول باشد:
🔹الف) خلاف عرف عام:
دیگر از موی سیاه
دل بریدم، مادر!
عاشق موی سفیدم، مادر!
↙️ خلافآمد در عاشق موی سفید بودن.
🔹ب) خلاف عرف عقل:
از یار شهید اگرچه تنها
در قاب زمانه یک نشان ماند،
ما پیر شدیم و او جوان ماند.
↙️ خلاف آمد در پیر شدن ما و جوان ماندن او.
🔹ج) خلاف عرف شرع (شطح):
از چنین شرکی
نانمان آجر نخواهد شد؛
جای مادر با خدا هم پر نخواهد شد.
↙️ خلافآمد در پر نشدن جای مادر با خدا.
#علیرضا_فولادی
@zirechatrambaran
با سپاس از شکیبای شما شاعران فرهیخته، درس جلسهی اول کارگاه سهگانی به پایان رسید. ان شاءالله در جلسهی آینده، به بحث از فرمهای بیرونی جزئی و فرمهای درونی جزئی سهگانی میپردازیم.
⚘
·.,¸¸,.·´
⚘🌸⚘
·.,¸¸,.·
⚘·🌸·.,¸¸,.·´
🍂⚘🌸·.,¸¸,.·´⚘༅࿐
🍂⚘🌸·.,¸¸,.·´⚘༅࿐
🍂⚘🌸·.,¸¸,.·´⚘༅࿐

ه༅✿سهگانی✿༅ه
پر زد از پرچین
بلبلی زیبا،
نصف شد زیبایی دنیا.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
مرد یعنی شرافت اما تو
مثل تهماندههای قاجاری!
قدِّ قدارهات برش داری!
ه༅✿سهگانی✿༅ه
عشقت کشیده است
ما را به آسمان،
ای ماه ِمهربان!
ه༅✿سهگانی✿༅ه
حال پروازم شگفتیآور است؛
از زمین تا آسمان بالیدهام؛
بالهایم باور است.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
آسمان شد دلگیر
با مضامین قمر در عقرب؛
آه از ماه و دریغا از شب!
ه༅✿سهگانی✿༅ه
کسی به قیمت این درد پی نخواهد برد؛
چه غربتی داریم؟
کتیبههای ترکخورده روی دیواریم.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
سالها برای هر پرنده لانه بود،
حال ،صندلی چوبی است؛
کار یک درخت، خوبی است.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
"رنگوروپریده" است؛
ناامید از آمدن،
جاده هم بُریده است.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
به جا مانده در طعمهای رد زخمش؛
اگر خندهرو نیست عیبی ندارد؛
عقاب است و اخمش.

تا چند «لن ترانی»؟
مردیم از فراقت،
ای ماه جمکرانی!
علیرضا مهران
┄┅─═◈═─┅┄
دوستی را خوب معنا میکنند؛
جمعشان مشکلگشاست؛
دستها با هم گره وا میکنند.
طیبه سلمانینژاد
┄┅─═◈═─┅┄
اگرچه بال او را
به شوق خاک چیدند،
پرندهتر از آدمی ندیدند.
سحر سلمانینژاد
┄┅─═◈═─┅┄
احساس تلخی چیست،
وقتی که دارد زندگی مقصد؟
با مرگ هم پاییز میرقصد.
مرجان مهران
┄┅─═◈═─┅┄
سخت دلگیرند، ای پاییز!
باتو اما راه میآیند؛
روزها کوتاه میآیند.
فاطمه پوررضایی مهرابادی
┄┅─═◈═─┅┄
از چه دل را کاسهی غم میکنی؟
زیر بار غصهها فهمیدهام
ماه هم باشی، کمر خم میکنی.
صفيه قومنجانی
┄┅─═◈═─┅┄
از دل کوچههای تو در تو
نغمهی گلفروش می آید؛
خون گلها به جوش میآید.
نعیمه المولّی
┄┅─═◈═─┅┄
بار تمام سقفها را
دیوارها بر دوش دارند؛
مردان یاریگر لبی خاموش دارند.
مرتضی برخورداری
┄┅─═◈═─┅┄
یا به نام دار و یا به کام تخت،
بی تبر چرا رقم نمیخورد
سرنوشت یک درخت؟
امیرحسین بهمنی
┄┅─═◈═─┅┄
گوشهای ماندهست؛
بر صدای بوسهی امواج
گوشماهی گوش خواباندهست.
جعفر صالحی
┄┅─═◈═─┅┄
در میان دندهها اسیر شد؛
از قفس فراری است؛
قلب من قناری است.
زینب باقری
┄┅─═◈═─┅┄
استکانی خستهام،
مانده روی دست میز؛
قهوهچی چایی بریز!
عارف خوشرودی
┄┅─═◈═─┅┄
هرچه در دنیاست، بی احساس نیست؛
از جدایی غرق در غم میشوند؛
سنگها هم عاشق هم میشوند.
محمد رحیمی رامهرمزی
┄┅─═◈═─┅┄
به انتظار آسمان نشست؛
قفس که باز شد،
پرنده بود و همچنان نشست.
سیده معصومه حسینی
┄┅─═◈═─┅┄
نوازش کن یتیمان را
که بیخیری همان مرگ است!
تبر تاوانِ جنگلهای بیبرگ است.
سلمان صالحی نیا
┄┅─═◈═─┅┄
ادعای عشق، راحت است؛
با فریبهای "مثل ماه..."،
بر سرم نمیرود کلاه.
نیلوفر فرزام
┄┅─═◈═─┅┄
راه مبند برکسی!
عرصه که تنگ میشود،
گربه پلنگ میشود.
زهرا ساکیان
┄┅─═◈═─┅┄
گرچه زخم تو، ای عشق!
سخت کاریست،
زخم هم یادگاریست.
فرزانه سادات رضوی
┄┅─═◈═─┅┄
آفتابی و زمین را سروری؛
یا محمد(ص)! پشت ابر فتنهها،
آسمانت باز ،دارد مشتری.
عزیز نخست
┄┅─═◈═─┅┄
یک غروب از کشاکش دنیا
چشمهایم به رنگ دریا شد؛
یا علی گفتم و دلم وا شد.
حسن عباسی
┄┅─═◈═─┅┄
یک طرف شب پی بیداد به نور،
آنطرفتر عباس
دست میداد به نور.
زهرا سالاری
┄┅─═◈═─┅┄
به ستوه آمدیم ای نستوه!
ما یتیمان کوفه گرد توییم؛
پشتمان گرم توست حضرت کوه!
حمید معظمی
┄┅─═◈═─┅┄
حال خوش را مادرم
گاه در فنجان گل دم میکند؛
غصه را کم میکند.
زینب راجی
┄┅─═◈═─┅┄
باز باید شکر نعمت کرد!
قبر ناپیدای زهرا (س) را
می شود در قم زیارت کرد.
آمنه سواسری
┄┅─═◈═─┅┄
از نسل درختم من؛
هرچند زمینگیرم،
افتاده نمیمیرم.
زهرا احسانی
┄┅─═◈═─┅┄
مرگ آوار شد سرِ خانه؛
خانه از پایبست ویران است؛
مادرِ داغدیده، ایران است!
منصوره واعظی
┄┅─═◈═─┅┄
کوهی از غم، پای آن
چشمه ای از شادی است؛
زندگی آبادی است.
زهره طریقی
┄┅─═◈═─┅┄
یک روز، آخر میکنم کوچ؛
دیدار او حتمیست، اما
با یک بغل پوچ.
زینب شمسینسب
┄┅─═◈═─┅┄

به نام خداوند جانآفرین
حکیم سخن در زبان آفرین
با سلام
از این پس بنا داریم علاوه بر فعالیتهای تلگرامی و اینستایی، مجددا فعالیتهای وبلاگی سهگانی را نیز پیش ببریم و در این خانه گهگاه با شما باشیم.
سر دوستان سلامت
|
|
BLOGFA.COM |
|