دکتر علیرضا فولادی

کارنامهی آغاز یک ژانر در شعر معاصر فارسی |

ه༅✿#سهگانی✿༅ه
.
پای کار حسین، با غیرت
دستشستند از پلشتیها؛
ای خوشا حال داشمشتیها!
.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
.
روز قدر است و حضرت خورشید
کرده تقدیر را مسخر خود؛
نیزه قرآن گرفته بر سر خود.
.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
.
سر پناه مخدرات حرم،
گرچه دستان تو قلم شدهاست؛
عشق با دست تو علم شدهاست.
.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
.
مرا کاش از خود مرانی حسین!
اگر یک نگاهم کنی میشوم،
زهیر بن قین.
.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
.
اشک در سوگ تو شد آب حیات؛
چشمهایم نکند خشک شوند!
یا قتیل العبرات!
.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
از عطر تو یاحسین مستیم؛
با جمع عظیم سینه زن ها
ما دست به سینهی تو هستیم.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
با هوی هوی باد، برگابرگ میریزیم؛
از رنگ و روی زردمان پیداست
همرنگ پاییزیم.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
با صدای آشناتری
می تپد فقط برای دوست؛
قلب هر کسی زبان اوست.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
جز به نغمههای عاشقانه دل نبسته است؛
سنگ در حضور رود
روزهی سکوت را شکسته است.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
طبع نازکتر از گلی دارد؛
گرچه چیزی به دل نمیگیرد،
قاصدک با نسیم، میمیرد.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
در حال دلتنگی
میآیم از هر سو به دیدارت
با بال دلتنگی.
ه༅✿سهگانی✿༅ه
رفته خورشید و جای آن ماندهست
آتشی داغ زیر خاکستر؛
صبح یعنی تولدی دیگر.

|
|
BLOGFA.COM |
|