چهار فرم درونی سهگانی موزون / علیرضا فولادی
تا کنون به طور جستهوگریخته، دو شاخه برای سهگانی بازشناختهایم: «سهگانی وزندار یا موزون» و «سهگانی بیوزن یا سپید». بحث سهگانی سپید، گسترده است و بماند برای زمان مناسب. اکنون برآنیم تا فرمهای درونی سهگانی موزون را مورد بحث قرار دهیم.
پیشتر، در تعریف سهگانی راجع به فرمهای بیرونی سهگانی موزون سخن گفتهایم. چنان که میدانیم این شاخه از سهگانی، چهار فرم بیرونی اصلی دارد، شامل:
1. کلاسیک با طرح قافیهی یک - سه.
2. کلاسیک با طرح قافیهی دو - سه.
3. نیمایی با طرح قافیهی یک - سه.
4. نیمایی با طرح قافیهی دو - سه.
البته این فرمها با احتساب چهار فرم فرعی زیر، به هشت فرم قابل گسترشند:
5. کلاسیک با طرح قافیهی یک - دو.
6. کلاسیک بدون قافیه.
7. نیمایی با طرح قافیهی یک - دو.8. نیمایی بدون قافیه.
گفتنیست که مهدی اخوان ثالث (م.امید)، فرم شماره 1 را برگرفته از خسروانیهای دورهی ساسانی و به همین دلیل، «نوخسروانی» مینامد و البته پیشبینیگونهای نیز در بارهی سایر طرحهای قافیهی سهگانی کلاسیک دارد. راجع به چهار فرم اخیر هم بهتر است دوستان اهل قلم نظر بدهند، اما به باور نگارنده، این فرمها در هر صورت، فرمهای کامل سهگانی نیستند و باز، بحث آنها را میگذاریم برای بعد.
چنان که گذشت، در این نوشتار قصد داریم راجع به فرمهای درونی سهگانی موزون سخن بگوییم. بیگمان شناخت این فرمها دست سهگانیپردازان گرامی را برای خلاقیتهای بیشتر میگشاید. قبلا تذکر سه نکته لازم است:
الف. فرم درونی سهگانی، در وهلهی اول، بر پایهی ساخت نحوی آن استوار است و چگونگی چینش اجزای این ساخت، آن فرم را پدید میآورد.
ب. ساخت نحوی سهگانی نیز بر پایهی کوبندگی مصراع آخر چیده میشود.
ج. این چینشها هم بر پایهی اصول هفتگانهی سهگانی پیش میروند.
اکنون هنگام آن است تا بگوییم، سهگانی موزون، چهار فرم درونی دارد:
1. فرم یک و یک و یک:
این فرم، الگوی آرمانی سهگانیست و در آن، هر مصراع، حکم یک جملهی نسبتا مستقل را دارد. ضمنا قوت و قدرت چنین فرمی به آن است که هر مصراع، کوبنده باشد و مصراع سوم، بیشتر:
مرگ هم یک بهانهست؛
باید از خود گذر کرد؛
زندگی، حس ِ یک رودخانهست.
مثل رود ِ سرازیر از کوهساریم؛
«عشق ِ قدرت»...؟ نداریم،
«قدرت ِ عشق»...؟ داریم.
2. فرم دو و یک:
آمار کاربرد این فرم، بیشتر از فرمهای دیگر است و در آن، مصراعهای اول و دوم با یکدیگر وابسته و اصطلاحا موقوفالمعانیاند، ولی مصراع سوم حکم یک جملهی نسبتا مستقل را دارد:
مانند ماه در آب
تابیدنت چه زیباست!
زیبا همیشه تنهاست.
بت خداست
یا خدا بت است؟
اولین و آخرین خدای ما بت است....
3. فرم یک و دو:
در این فرم، مصراع اول، حکم یک جملهی نسبتا مستقل را دارد، اما مصراعهای دوم و سوم، با هم مربوط و اصطلاحا موقوفالمعانیاند:
بگذار تا مردابها در خود بميرند!
ای كاش - باران! -
بيآبرويان آبرويت را نگيرند!
شهر من زير خروارها دود، مردهست؛
روی اين قبر
گريه كن! - ابر! -
4. فرم تمامیک:
در این فرم، هرسه مصراع، یک جمله را تشکیل میدهند و اصطلاحا موقوفالمعانیاند:
دام است - ای مگس! -
موسیقی سکوت
در تار عنکبوت.
از میان عشقها
عشق بیکلک:
عشق آدمک به آدمک.
تاکنون فرم «تمامیک» از سوی سهگانیپردازان کمتر مورد توجه قرار گرفته است، حال آن که این فرم، به گشودن فضاهای تازه برای سهگانی یاری میرساند، اما نباید نادیده گرفت که زدن ضربهی نهایی در مصراع آخر این فرم، واقعا مهارت میخواهد و اینجاست که کاربرد آن ظرافت بیشتری لازم دارد.