سهگانی هایکو

کارنامهی آغاز یک ژانر در شعر معاصر فارسی |

♻️حکمت به چهار معنی کاربرد دارد:
۱. معنای اخص که عبارت است از فلسفه،
۲. معنای خاص که عبارت است از پزشکی،
۳. معنای عام که عبارت است از جمع چند علم،
۴. معنای اعم که عبارت است از کشف و بیان حقایق پنهان در لایههای گوناگون عوالم وجود.
حکمت به معنای چهارم، درواقع همان حکمت لقمانی است که برای سهگانی ضرورت دارد و حتی سهگانی عاشقانه نمیتواند از آن تهی باشد.
اما در بارهی هایکو زیاد شنیدهایم و اصل ژاپنی آن به لحاظ فرم بیرونی، معمولا دارای پنج، هفت و پنج مورا و جمعا هفده موراست که با هجای مورد نظر ما فرق دارد و به لحاظ فرم درونی نیز عموما اینگونه است که باید اسم یا عبارت اسمی در سطر سوم آن بیاید؛ هرچند گاه از این قاعده سر پیچیده است.
در بارهی جهانبینی هایکو پیشتر گفتهایم که با جهانبینی بودایی دمخور است و بنابراین هر واقعیت سادهی طبیعت را یک واقعهی شگرف میداند و آن را شایان نگاه دوباره میشمارد.
این نمونه از ماتسوئو باشو را به عنوان مشهورترین هایکو ذکر میکنند:
برکهی کهن، آه!
جهیدن غوکی؛
صدای آب.
هایکوی زیر از کوبایاشی ایسا هم خواندنی است:
بهار من تنها همین است:
تک نهال بامبو
و یک شاخهٔ بید.
با تعریفی که از هایکو میشناسیم، بیگمان در شعر فارسی، انچه تحت عنوان هایکو ارائه شده است، هایکووارههای سپیدی با ذهنیت ایرانی بیش نیستند، مگر جاهایی که شاعران هایکوسرا بهتصنع، تقلید نگاه بودیستی را پیش گرفته باشند.
پس تفاوت سهگانی با هایکو، بنیادین است.
مقدمات بالا را آوردیم تا ضمن تاکید مجدد بر این تفاوت بنیادین، وجود فرم درونی خاصی از سهگانی را مورد تایید قرار دهیم و آن همانا فرمی است که جای آن دارد
#سهگانی_هایکو
نامیده شود. این فرم را در سال ۱۳۹۵ طی گفتگوی دونفره با دوست فاضلم، جناب دکتر محمدرضا تقیدخت، اجمالا نزد ایشان معرفی کردم و آن را #سه_هایی خواندم که نام گویایی به نظر نرسید، ولی تا آن زمان نمونههای چندانی جهت معرفی به جامعهی ادبی نداشت و اکنون آن نمونهها و این امکان، فراهم آمده است.
به طور کلی، سهگانی_هایکو جزو فرمهای درونی سهگانی است که با رعایت تعریف و فرمهای بیرونی و اصول و جهانبینی و ویژگیهای دیگر آن، تنها به قاعدهی آوردن اسم یا عبارت اسمی در مصراع یا سطر آخر برای ایجاد تعلیق و زدن ضربهی پایانی تن میدهد و تنها از این جهت، تا حدی به هایکو شباهت دارد. جز این ویژگی، همهچیز این فرم سهگانی، همچنان به دست دیگر مقتضیات سهگانی است و دستکمش این که سهگانی_هایکو در سهشاخهی کلاسیک و نیمایی و سپید پدید میآید.
از اینها مهمتر، در سهگانی_هایکو، وجود حکمت به معنای چهارم از معانی چهارگانهی آن که در آغاز آمد، لازم است.
اینک بدون تطویل بیشتر کلام، نمونههایی از سهگانی_هایکو میآوریم:
نمونههای سه گانی_هایکوی کلاسیک:
(۱)
جامهاش شیک و
بوی عطرش خوش،
مرد آدمکش.
(۲)
این را غمانگیز،
آن را دلانگیز؛
پاییز! پاییز!
نمونههای سهگانی_هایکوی نیمایی:
(۱)
باز پیدا شد با
آرزوهای مگو،
کوکو.
(۲)
زیرآبی میروند،
غافل از هر ناگهان،
ماهیان.
نمونههای سهگانی_هایکوی سپید:
(۱)
به اعتماد آویختهست
از لبهی برگی،
شبنم.
(۲)
ناامید مشو!
ریشه در برف دارد
بهار.
#دکتر_علیرضا_فولادی
━━━━━━༺༻ ━━━━━━
🆔️@zirechatrambaran
🆔@boutighayesegani
🍃💕
💕🍃🌸🍃🌸

♻️در آغاز کار سهگانی، یکی از دغدغههای ما نوع برخورد با رباعی و دوبیتی بود. این دو قالب کهن فارسی، جایگاه خود را دارند و سهگانی نمیتوانست نسبت به آنها بیتوجه باشد. ازاینرو، به دو دلیل زیر، برای استفاده از اوزانشان در سهگانی، ترجیح اکید بر کاربرد آنها در شاخهی نیمایی قرار گفت:
۱. احترام به استقلال رباعی و دوبیتی.
۲. جلوگیری از عرضهی رباعیها و دوبیتیهای ناقص به عنوان سهگانی.
بااینحال، تا این لحظه، هنوز این دغدغه وجود داشت که چرا باید کاربرد اوزان رباعی و دوبیتی در شاخهی سهگانی کلاسیک، معطل بماند. اکنون که پس از حدود سیزده سال کار عملی و نظری، سهگانی در جامعهی ادبی جایگاه خویش را به دست آورده است، لازم نمیدانیم این ترجیح اکید، وجود داشته باشد و برعکس، آزادی عمل سهگانیپردازان برای کاربرد هر وزن دلخواه در سهگانی کلاسیک و نیمایی، اعم از اوزان رباعی و دوبیتی و جز آنها را به شرط رعایت تعریف و فرمها و اصول و جهانبینی و ریزهکاریهای دیگر سهگانی. ضروری میبینیم؛ بویژه که طی این چند سال، ضمن کارهای عملی شاهد بودهایم چهبسا سهگانیهای زیبایی با قصد و نیت سهگانی در وزنهای رباعی و دوبیتی پدید آمدهاند. این تغییر دیدگاه ما دلیل بر نادرستی آن در زمان خود نیست و قطعا بر درستیاش در زمان خویش پای میفشاریم. با این حال، در این زمان دو دلیل، ما را به این دیدگاه رسانده است: یکی مشخص شدن مرزهای سهگانی برای جامعهی ادبی، طی یک دهه کوشش بیدریغ من و یارانم و دیگری رشد کردن سهگانی در مسیر کمال که مسیری تاریخساز بوده است.
بدین گونه از این پس
اولا دو فرم:
#سهگانی_رباعی
و
#سهگانی_دوبیتی
جزو فرمهای سهگانی خواهند بود
و ثانیا این تکامل، بیگمان افزون بر آزادی عمل بیشتر برای سهگانیپردازان، جذب افزونتر شاعران را به سهگانی از پی خواهد داشت.
در این صورت، سهگانی_رباعی و سهگانی_دوبیتی، هر کدام دو شاخه دارند:
۱. سهگانی_رباعی یا سهگانی_دوبیتی کلاسیک،
۲. سهگانی_رباعی یا سهگانی_دوبیتی نیمایی.
نمونهها:
۱. سهگانی_رباعی کلاسیک:
آغاز بهار بود و ارکیده برفت؛
با اینهمه گل هنوز هم دلتنگم؛
از دل نرود، هرآن که از دیده برفت.
۲. سهگانی رباعی_نیمایی:
دلخستهام از اینهمه آدمحرفی؛
دلتنگ توام،
آدمبرفی!
۳. سهگانی_دوبیتی کلاسیک:
شنیدم زاهدی بد گفت از عشق؛
در این دنیا که خونریز است و خونخوار،
فقط از عشق باید گفت، از عشق!
۴. سهگانی_دوبیتی نیمایی:
جهان را
و انسان را سراسر دوست دارم،
تو را یک جور دیگر دوست دارم.
#دکتر_علیرضا_فولادی
━━━━━━༺༻ ━━━━━━
🆔️@zirechatrambaran
🆔@boutighayesegani
🍃💕
💕🍃🌸🍃🌸
|
|
BLOGFA.COM |
|