کارگاه مجازی آموزش سهگانی جلسه چهارم
کانال جدید بوطیقای سهگانی:
⏹ کارگاه مجازی آموزش سهگانی
↙️ جلسهی چهارم:
⏹ برگرفته از: کتاب "بوطیقای سهگانی و مسائل آن"
↙️ تاریخ: ۱۴۰۰/۱۱/۲۳
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
با سلام و احترام خدمت مدیران گرامی و اعضای ارجمند این محفل ادبی.
جلسهی چهارم و پایانی کارگاه مجازی آموزش سهگانی را خدمتتان ارائه میکنیم.
در ابتدا از توجهی که طی جلسات گذشته به مباحث کارگاه نشان دادید، بسیار سپاسگزاریم.
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
در سه جلسهی پییشین، در بارهی سه موضوع زیر سخن گفتیم:
۱. تعریف سهگانی و شناخت چهار مشخصهی آن، یعنی کوتاه بودن، سهلختی بودن، بسته بودن و کوبشی بودن که دو مشخصهی اول، فرم بیرونی_کلی و دو مشخصهی بعدی، فرم درونی_کلی آن را میسازند.
۲.شناخت سهشاخهی سهگانی، یعنی سهگانی کلاسیک، نیمایی و سپید و همچنین شناخت فرمهای پانزدهگانهی بیرونی_جزئی و فرمهای چهارگانهی درونیجزئی آن.
3⃣ شناخت اصول هفتگانهی سهگانی، یعنی زبان ساده و استوار، ایجاز مضاعف، کشف و اتفاق شاعرانه، متناقضنما، بهرهگیری از شگردهای "کاریکلماتور"، جمع میان عاطفه و تفکر و برابری صورت و معنی.
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
در این جلسه، به بحث از جهانبینیسهگانی میپردازیم
و پیش از آن، طبق معمول جلسات قبلی، شما را به خواندن چند سهگانی مهمان میکنیم.
═🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸═
سهگانی
گام بردار و برو!
آن که تردید کند، میبازد؛
راه را رفتن ما میسازد.
علیرضا فولادی
═🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸═
سهگانی
هرکه زنده بود، جان نبرد؛
یک نفر به من بگوید، آی!
پس چگونه میتوان نمرد!
علیرضا فولادی
═🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸═
سهگانی
بگذار عشقت داستان باشد!
شیون مکن! مجنون!
از داستانت میزنی بیرون.
علیرضا فولادی
═🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸═
سهگانی
زندگی را زندگی
پاکسازی میکند؛
مرگ دارد نقش بازی میکند.
سیدحسن سعیدزاده صهبایبیدگلی
═🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸═
سهگانی
قدمتش بیشتر از عمر من است؛
مثل زیبایی من
باستانی شده تنهایی من.
فاطمه پوررضایی مهرابادی
═🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸═
اما بحث این جلسه، یعنی بحث از جهانبینی سهگانی را با سه عنوان زیر پیش میبریم:
۱. موضوعات سهگانی،
۲. حکمت در سهگانی،
۳. حرکت از عین به ذهن در سهگانی.
═🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸═
۱. موضوعات سهگانی
سهگانی از نظر موضوعی هیچ محدودیتی ندارد و به عبارتی، هم موضوعات هستیشناسانه در سه شاخهی خداشناسی، جهانشناسی و انسانشناسی و هم موضوعات اجتماعی را در بر میگیرد.
با این حال، موضوع اصلی سهگانی، زندگی است با همهی وجوهش.
بدین دلیل، بهترین سهگانیها معمولا در نگاه به وجوه گوناگون زندگی، پدید آمدهاند. این نکته بدان معناست که افعال ماضی و مضارع در سهگانی کمتر جایگاه دارند و افعال حال، بیشتر.
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
اکنون به معرفی دقیقتر موضوعات سهگانی با ذکر نمونه برای آنها میپردازیم، ولی پیشتر بگوییم که:
گاه ممکن است در یک سهگانی، دو موضوع بیامیزند و برای نمونه سهگانیپرداز از جهانشناسی یا انسانشناسی به خداشناسی یا از جهانشناسی به انسانشناسی برسد.
همچنین هر کدام از این موضوعات، زیرمجموعههای متعددی دارند که امکان شمارش آنها نیست و بهتر است سهگانیپرداز بدون پیشزمینه در بارهی این زیرمجموعهها، با گرایش درونی به سراغ آنها برود.
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
⚛ خداشناسی:
سهگانی زادهی فرهنگ ایرانی_اسلامی است و این فرهنگ با خداپرستی آمیخته است. بنابراین موضوع خداشناسی طبعا یکی از موضوعات سهگانی خواهد بود و چنان که گفتیم چه بسا از راه جهانشناسی یا انسانشناسی پیش برود:
کوله را بستهاند و در سفرند؛
تا خدا میروند و میآیند؛
قاصدکها همیشه خوشخبرند.
صفيه قومنجانی
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
در این موضوع، مباحث دینی و شعر آیینی جایگاه خاصی دارند:
حتی علی هم غرقِ این نام است؛
زهرا!
نام تو اقیانوس آرام است.
علیرضا مهران
⚛ جهانشناسی:
مهمترین موضوع الهام شاعرانه برای سهگانیپردازان، جهان و بویژه طبیعت است:
هر سلامی شنید، پاسخ داد؛
عشق در سینهاش نمیمیرد؛
کوه، چیزی به دل نمیگیرد.
طیبه سلمانینژاد
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
⚛ انسانشناسی:
این موضوع نیز در سهگانی بسیار برجسته است و این نکته جدا از آن است که در سهگانی، حتی موضوعات دیگر با هدف آگاهیبخشی به انسان مورد توجه قرار میگیرند.
باری، در موضوع انسانشناسی، زیرمجموعههای اخلاق و عشق، جایگاه برجستهتر دارند:
از خیالم هرآنچه بودی، پر!
باورم را به عشق سوزاندی؛
آتشی نیست زیر خاکستر.
مرجان مهران
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
⚛ اجتماعی
این موضوع هم با زیرمجموعههایی مانند انقلاب و مردم و حکومت و شهیدان و وطن و خانواده، از موضوعات قابل توجه برای سهگانیپردازیست:
رنگ معدن گواه است؛
مثل شبها
روزهای پدر هم سیاه است.
مرتضی برخورداری
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
۲. حکمت در سهگانی
عنوان پیشین را با مطالب بدیهی ذیل آن، از این رو آوردیم تا بگوییم، موضوعات سهگانی، تنها زمینهی سهگانیپردازی را فراهم میآورند و سهگانی، دراصل، شعر حکمت است و این امر با خصوصیاتی شکلی منحصربهفرد آن همخوانی تمامعیار دارد. حکمت، یعنی علم به حقیقت پدیدهها. جهان بیمعنای ما تشنهی حکمت است و فرستادن خواننده دنبال نخودسیاه هذیانات گنگ یا احساسات سطحی در این جهان، نوعی همنوایی با پلشتیهای آن بیش نیست. شعر حاصل تعهد است و کدام تعهد والاتر از تعهد به نواهای جاودانهی حقیقت؟
سهگانیپرداز از دریچهای که سهگانی پیش روی او گشوده است، حکمت میجوید و حکمت میگوید، چه، چارچوب تنگ آن، مانند چارچوب تنگ حوصلههای امروزین، جای بیهودهبافی برای وی باقی نمیگذارد. سهگانی پیشاپیش پذیرفته است که فرصتها و فراغتهایمان اندک است و از این رو، بلندی حرفش را به اندازهی کوتاهی قدش میفشارد تا انرژی فشردهی آن، روح گرسنهی انسان بیحوصلهی معاصر را سرپا نگاه دارد.
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
ناگفته نماند منظور از حکمت در سهگانی، همانا حکمت عام است و نه فلسفهبافی. به عبارتی در سهگانی حقایق پنهان جاری در جهان با نگاه خاص به موضوعات مذکور، عیان و بیان میشود. این حقایق، ممکن است در قالب یک نکتهی بکر یا تجربهای لطیف جلوه کند و اینها مصادیق همان حکمت عام را تشکیل میدهند. حکمت عام دقیقا همان چیزی است که در بخش حکمتهای "امثال و حکم" ملل قابل مشاهده است. این رویکرد، ما را وامیدارد تا بپذیریم که توصیف و حسبحال و تغزل محض در سهگانی جایی ندارند:
ابر ناکام هم اندیشهی باران دارد؛
ناامیدی کفر است؛
زندگی، فرصت جبران دارد.
سحر سلمانینژاد
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
۳. حرکت از عین به ذهن
شعرها بر دو دستهاند:
الف) ایماژیکال یا تصویری که در آن تصویر بر مفهوم غلبه دارد؛ مانند یک نوع شعر که آن را با نام ناگویای "طرح" میشناسند و نمونهاش شعر زیر از احمد شاملوست:
شب
با گلوی خونين
خواندهست
ديرگاه.
دريا
نشسته سرد.
يك شاخه
در سياهیِ جنگل
به سوی نور
فرياد میكشد.
ب) کانسپچوال یا مفهومی که در آن مفهوم بر تصویر غلبه دارد؛ مانند نوعی شعر که آن را با نام ناگویای "فرانو" میشناشند و نمونهاش شعر زیر از اکبر اکسیر است:
دو واحد فلسفه پاس کردم
نوشتههای زردشت را فوت آب شدم
زبان آلمانی یاد گرفتم
اسمم را گذاشتم فرید ریش
سبیلهایم را کلفت کردم
تا نیچه بشوم
نوچه شدم
سهگانی نه شعر تصویری صرف و نه شعر مفهومی صرف است، بلکه با حرکت از عین به ذهن پدید میآید.
این حرکت در واقع روشی است که سهگانی را به حکمت میرساند و البته در بیان، ممکن است برعکس، از ذهن به عین بنماید و حتی گاه عینی_ذهنی_عینی یا ذهنی_عینی_ذهنی باشد و در هر صورت، همچنان فرایند تخیل_تفکر شاعرانهی سهگانیپرداز، عملا با حرکت از عین به ذهن پیش رفته است. در دو نمونهی زیر با حرکت از عین به ذهن مواجهیم و این قصه سر دراز دارد:
آن دم عیسی که میگویند
لاعلاجان را شفا می داد،
عشق بود، ای کور مادرزاد!
پاییز رحیمی
پر زد از پرچین
بلبلی زیبا؛
نصف شد زیبایی دنیا.
نسیم محمدجانی
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
دفتر کارگاه چهارجلسهای مجازی آموزش سهگانی در اینجا به پایان آمد و با این حال، حکایت سهگانی، بیش از آنچه گفتیم، همچنان باقی است.
در پایان جا دارد بار دیگر از شما بزرگواران که شکیبابی ورزیدید و جلسات کارگاه را مشتاقانه پی گرفتید، متواضعانه سپاسگزار باشیم.
══🌸⚘჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ჻ᭂ⚘🌸══
